 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
اعتماد , سه شنبه 21 مهر 1388 |
|
زن و شوهر يکديگر را به قتل متهم کردند
|
| | | |
 | 10 بهمن ماه سال 85 ماموران پليس از طريق خانواده مرد راننده يي باخبر شدند اين مرد که محمدعلي نام دارد مفقود شده است. | 
زن و شوهري که متهم هستند مرد راننده يي را به قتل رسانده و خودرواش را به سرقت برده اند، در جلسه محاکمه قتل را به گردن همديگر انداختند.
در ابتداي جلسه محاکمه نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛10 بهمن ماه سال 85 ماموران پليس از طريق خانواده مرد راننده يي باخبر شدند اين مرد که محمدعلي نام دارد مفقود شده است. خانواده او گفتند محمدعلي با ماشين پژواش از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است. ماموران پليس تحقيقات خود را براي پيدا کردن سرنخي از محمدعلي آغاز کردند اما هيچ اثري از او نبود. چند روز بعد زني با پليس تماس گرفت و گفت يک پژو چندين روز است مقابل خانه او پارک شده و مردي که به نظر مي رسد رفتاري مشکوک دارد، مي خواهد آن ماشين را از محل خارج کند. دقايقي بعد پليس در محل حاضر شد و مردي را که مدعي بود صاحب خودرو است دستگير کرد. اين مرد به پليس گفت خودش صاحب اين ماشين است اما هيچ مدرکي نداشت که نشان دهد درست مي گويد. نماينده دادستان ادامه داد؛ اين مرد مدعي بود قصد دارد خودرو را بفروشد و حالا هم مي خواهد آن را براي يک مشتري ببرد. با اين حال پليس تا مشخص شدن موضوع مرد جوان را به کلانتري منتقل کرد.
وي که ياسر نام دارد و 26 ساله است بعد از چندين ساعت بازجويي اعتراف کرد خودرو را سرقت کرده است. در بازجويي هاي بعدي مشخص شد ياسر قاتل محمدعلي مرد گمشده است و بعد از کشتن او ماشين اش را سرقت کرده است. اين مرد با همدستي متهم رديف دوم که فرحناز همسر وي است مرتکب قتل شده و هر دو متهم در بازجويي ها به جرم خود اعتراف کرده اند. ياسر در بازجويي ها در اين باره گفت؛ من و همسرم يک هفته قبل از اين ماجرا به جرم سرقت در شمال کشور زنداني بوديم. ما زندگي مان را از طريق دزدي اداره مي کرديم. وقتي آزاد شديم نقشه سرقت يک خودرو را کشيدم. به تهران آمديم و در نزديکي شهرک پرند با مرد پژوسوار آشنا شديم و به صورت دربستي سوار ماشين او شديم. در راه من طنابي به دورگردن او انداختم و در حالي که تقلا مي کرد خودش را برهاند، همسرم يک ضربه چاقو به او زد. بعد من چاقو را از او گرفتم و پشت سر هم ضربه زدم.
فرحناز هم اين گفته ها را پذيرفت و دوباره تکرار کرد. نماينده دادستان در ادامه براي هر دو متهم تقاضاي مجازات کرد. سپس اولياي دم مقتول در جايگاه حاضر شدند و تقاضاي قصاص براي هر دو متهم کردند. در ادامه ابتدا ياسر متهم رديف اول در جايگاه حاضر شد. وي اتهام خود را رد کرد و گفت؛ من مرتکب قتل نشدم. من فقط طناب را دور گردن مقتول پيچيدم و همسرم چاقو را درآورد. البته من نديدم ضربات را او زده باشد اما چاقو در دست او بود و من هرگز چاقو را نگرفتم. سپس فرحناز متهم رديف دوم به دفاع از خود پرداخت. وي گفت؛ آنچه همسرم گفت دروغ است. زماني که ما از زندان آزاد شديم همسرم مرا سوار اتوبوس کرد و به تهران فرستاد و خودش با ماشين ديگري آمد. وقتي ما در تهران همديگر را ديديم شوهرم به من گفت يک ماشين سرقت کرده و راننده آن را به قتل رسانده است. من از ماجراي طناب و چاقو اصلاً خبر ندارم. بعد از پايان جلسه محاکمه و اخذ آخرين دفاع از سوي هر دو متهم، هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران در ادامه براي صدور راي پرونده وارد شور شدند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|