 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
سرمایه , شنبه 26 ارديبهشت 1388 |
|
زن موجودی مقدس است چرا باید او را بکشم
|
| | | |
 | اولیای دم یکی از مقتولان پرونده در این جلسه حضور نداشتند و دادستان به عنوان مدعی العموم از سوی خانواده درخواست قصاص متهم را مطرح کرد. |  زینب کردزنگنه _ جلسه هشتم و نهم محاکمه متهم به قتل های سریالی آبادان در شرایطی برگزار شد که متهم همچنان اتهام قتل عمد را نپذیرفت و گفت: «زن موجودی مقدس است، چه دلیلی دارم که او را بکشم، اصلاً اگر زن نباشد نسل من هم منقرض می شود.»
اولیای دم یکی از مقتولان پرونده در این جلسه حضور نداشتند و دادستان به عنوان مدعی العموم از سوی خانواده درخواست قصاص متهم را مطرح کرد.
از آنجا که تلاش های پلیس در راستای شناسایی متهم مدت ها به طول انجامید، خانواده مقتولان این پرونده به یکی از اقوام خود مظنون شده و همچنان او را قاتل این مادربزرگ و نوه مقتول می دانند.
فاطمه ناصری هفتمین قتلی بود که متهم مرتکب آن شده است، فاطمه که 14 بهار بیشتر از عمرش نگذشته بود، ساعت 9 صبح 31 اردیبهشت ماه 85 به قصد دادن امتحان پایان سال از منزل شان که در یکی از محله های آبادان است خارج شد و به مدرسه رفته و دیگر به خانه بازنگشت.
جسد دختر نوجوان همان روز در نزدیکی منزل به صورت کاملاً عریان و درحالی که به طرز فجیع به قتل رسیده بود، کشف شد.
به گزارش پزشکی قانونی جراحات متعدد از ناحیه سر و شکستگی جمجمه موجب مرگ مقتول شده است. بلافاصله پلیس دایره جنایی و بازپرس ویژه قتل وارد صحنه شدند.
در ابتدا به دلیل وجود پاره ای از قرائن و عدم هماهنگی در اظهارات خانواده فاطمه، چند نفر از اقوام نزدیک وی تحت بازجویی قرار می گیرند اما نتیجه تحقیقات به نقطه اطمینان بخش ختم نمی شود و پرونده همچنان در خرمشهر در سطح رسیدگی می ماند.
تا اینکه متهم، فرید بغلانی پس از دستگیری در مرتبه دوم به دو قتل در خرمشهر که در یک مکان اما با فاصله زمانی یک سال و چهار ماه مرتکب شده بود، اشاره و اعتراف می کند و نزد بازپرس ویژه در آبادان کروکی صحنه قتل فاطمه ناصری که در خرمشهر کشته بود را ترسیم می کند.
این در حالی بود که ماموران تحقیق که از اهواز به شهرستان آبادان رفته بودند هیچ ذهنیتی از قتل هایی که در خرمشهر اتفاق افتاده بود نداشتند. متهم حتی نحوه افتادن جسد را هم نقاشی می کند و تحویل بازپرس ویژه در خرمشهر می دهد.وی در جلسه بازجویی در مورد قتل فاطمه اعتراف کرده بود: «وقتی با میله آهنی با ضربات متعدد به سرش زدم او افتاد. یک ساعت مچی فلزی زردرنگ در دستش بود که آن هم از دستش افتاد. ساعت را برداشتم و با تنفر و عصبانیت به آن نگاه کردم و آن را به سمتی پرتاب کردم. از حالت طبیعی خودم خارج شده بودم نمی دانستم چه می کنم سپس جسد را عریان و به او تعرض کردم.»
آغاز جلسه هشتم
با اعلام رسمی شدن هشتمین جلسه دادگاه در ساعت 20:10 دقیقه صبح پنجشنبه، 24 اردیبهشت 88، رشته احمدی نماینده دادستان به دستور قاضی رشید الماسی به جایگاه آمد و با قرائت متن کیفرخواست تقاضای اشد مجازات و قصاص متهم را کرد: «دو قتل شبیه به هم در یک منطقه و در فاصله زمانی یک سال و چهار ماه به وقوع پیوست. دلایل انتصاب اتهام به متهم، فرید بغلانی در این دو پرونده چنان قوی است که اگر تصور مفقود شدن ممکن باشد، تصور متهم نبودن فرید هم ناممکن است.»
تقاضای اشد مجازات و قصاص
رشته احمدی نماینده دادستان در پایان متن کیفرخواست گفت: فرید یک سال قبل از کشتن فاطمه، پیرزن 65 ساله ای به نام فوزیه علی پور را نیز به قتل رسانده بود که مادربزرگ فاطمه بود. با کشته شدن دو زن اختلافات خانوادگی میان طایفه ها به وجود آمد.» بدون آنکه ماموران ما در آبادان از کشته شدن این زن و دختر در خرمشهر اطلاعی داشته باشند، فرید خود صراحتاً به ارتکاب اعمال زشت و قتل فجیع آنها در نزد بازپرس اعتراف می کند.
انکار متهم
متهم لحظاتی پس از قرائت متن کیفرخواست به دستور قاضی رشید احمدی به جایگاه دعوت شد.
فرید غرولندکنان و زنجیر به پا،سلانه سلانه به جایگاه نزدیک شد. او زیر لب با خود کلنجار می رفت، به جایگاه که رسید، قاضی رشید الماسی خطاب به متهم گفت: شما متهم به قتل عمد فاطمه ناصری 14 ساله هستید چه توضیحی دارید؟
متهم: قبول ندارم.
(فرید یک بار دیگر زیر لب شروع به غرولند کرد)
قاضی: قتل فاطمه ناصری خارج از حوزه آبادان و در حوزه خرمشهر اتفاق افتاده بود، شما علاوه بر اقرار به قتل های زنجیره ای آبادان به قتل هایی که بازپرس آبادان هیچ ذهنیتی از آن نداشت، علاوه بر ترسیم کروکی، اعتراف صریح کردی و به شرح جزئیات پرداختی برای این موضوع چه توضیحی داری؟
متهم: خودشان به من گفتند. ماموران را می گویم. آنها گفتند جسد چطور و کجا افتاده بود من هم داستان سرایی کردم.
قاضی: تو نزد جمشیدی معاون حقوقی و توسعه قوه قضائیه کامل به شرح وقایع پرداختی چرا حال منکر شده ای؟
متهم: اعصابم خرد بود. نمی دانستم چه می گویم. از ترس شکنجه هر چه اتهام بود را پذیرفتم.
چرا آثاری از شکنجه هایی که مدام از آن می گویی در بدنت نمانده، شما در جایی از اظهاراتت می گویی اعترافاتم داستان سرایی بود و در جایی دیگر می گویی براثر شکنجه بود. کدام یک را قبول داری شکنجه یا داستان سرایی؟
متهم: برخی اعترافاتم داستان سرایی بود و برخی دیگر تحت فشار.
قاضی: چرا دقیقاً همان چیزی را می گفتی که با کشف جسد و نحوه وارد شدن ضربات کاملاً تطبیق داشت؟
متهم: می خواستم چیزی بگویم که قانع شوند.
قاضی: اعترافات تو همان چیزی بود که اتفاق افتاد آن هم با شرح جزئیات ریز چه توضیحی داری؟
متهم: حرفی ندارم من تحت فشار بودم.
رئیس دادگاه از ربیع مهرعلی تبار بازپرس خرمشهر خواست تا در مورد اظهارات و اعترافاتی که فرید نزد وی داشته به جایگاه بیاید و توضیح دهد.
مهرعلی تبار گفت: من وقتی به دیدار فرید رفتم خود را اصلاً معرفی نکردم. به او گفتم حتی اگر کلیه اولیاهای دم رضایت دهند و تنها یک نفر رضایت ندهد، قصاص می شوی اما او خیلی آرام به قتل هایش اقرا کرد و می گفت عذاب وجدان دارم، او در مورد قتل فاطمه گفت: در حال دوچرخه سواری بودم. دختر نوجوانی را دیدم که از مدرسه می آمد نزدیک منطقه شلحه خرمشهر بود. ناگهان حس بدی به من دست داد.
پخش فیلم اعترافات
فیلم اعترافات فرید به دستور قاضی دادگاه پخش شد.
فرید در فیلم به تمام جزئیات قتل اشاره می کند و می گوید ساعت مچی اش را پس از اینکه افتاد با تنفر به سمتی پرتاب کردم و به شرح موضوع می پردازد.
فرید یک بار دیگر پس از پایان فیلم به جایگاه احضار شد.
او بار دیگر همه اعترافات را انکار کرد و اظهار داشت من قاتل نیستم.
جلسه نهم دادگاه
جلسه نهمین محاکمه فرید بغلانی با اعلام تنفس آغاز شد. جلسه مربوط به قتل نوریه پورعلی یکی از اقوام نزدیک فاطمه ناصری بود. متن کیفرخواست توسط نماینده دادستان قرائت شد. نوریه پورعلی اولین قتلی بود که متهم مرتکب آن شده بود، جسد این زن 65 ساله در نخلستان های منطقه شلحه خرشمهر در حالی کشف شد که فاقد لباس بود. اطراف جسد چند تکه لباس افتاده بود، شواهد نشان می داد جسد حدود 30 متر روی زمین کشیده شده است. جسد این پیرزن در حالی که جمجمه وی متلاشی شده بود مورد تجاوز باشی و سخت قرار گرفته بود.
با وجود اختلافات قبلی در خانواده نوریه با قتل وی طایفه های مختلف به گمان ناموسی بودن مساله به جان هم افتادند. تا اینکه فرید دستگیر و به قتل این زن و فاطمه ناصری 14 ساله اعتراف می کند.
فرید پس از کشتن نوریه از او انگشتری با نگین آبی رنگ که خود در اظهاراتش بیان داشته، به عنوان یادگاری برمی دارد و سپس آن را می فروشد و به یاد نوریه پولش را خیرات می کند.نماینده دادستان با موجود بودن شواهد در پرونده و گزارش پزشکی قانونی و با توجه به اعترافات متهم، برای فرید تقاضای قصاص می کند و می گوید مجرمیت وی کاملاً در این پرونده محرز است.در این هنگام به جز پسر بزرگ پیرزن هیچ یک از اولیای دم در دادگاه حاضر نبودند.در این هنگام وی به دستور قاضی به جایگاه احضار شد.
من خالد سنگوری فرزند عبدالواحد 44 ساله، پسر ارشد مرحومه نوریه پورعلی هستم.
خالد: در این پرونده برای ما ابهامات فراوان وجود داشت زیرا ما به یکی از اقوام خود در خصوص مرگ مادرمان ظنین هستیم اما اگر دادگاه تشخیص می دهد فرید قاتل است، ما نیز قبول داریم و او برای فرید از محضر دادگاه تقاضای اشد مجازات و قصاص را کرد.
انکار مجدد متهم
و پخش فیلم اعترافات
فرید یک بار دیگر به جایگاه دعوت شد به طوری که اتهامات را رد می کرد فیلم اعترافات پخش شد.فیلم که به پایان رسید ناگهان فرزند مقتول با صدایی لرزان از قاضی اجازه خواست و با صدای بلند گفت: جناب آقای الماسی با دیدن این فیلم مطمئن شدم که فرید قاتل است.خالد در حالی که می گریست گفت: خوب یادم است اولین کسی که بالای سر جسد رسید خودم بودم. شلوار مادرم روی نیزار آویزان بود. شلوار را برداشتم و روی جسد برهنه مادرم انداختم، نمی خواستم مادرم به این شکل دیده شود.
همانطور که فرید در فیلم اعترافات بیان داشته شلوار مادرم آویزان بود اما ماموران هنگامی که رسیدند من شلوار را روی جسد برهنه مادرم انداختم.
حال من مطمئنم که فرید قاتل مادرم است.
متهم یک بار دیگر به جایگاه آمد.
متهم: من کسی را نکشتم. زن موجودی مقدس است اصلاً چرا باید او را بکشم. اگر زن نباشد نسل من نیز منقرض می شود.
قاضی: اگر زن موجودی مقدس است پس چرا به زن ها از جمله فوزیه نگارش حمله ور شدی.
متهم: هر کس ممکن است اشتباه کند. من به فوزیه حمله ور شدم اما کسی را نکشتم.
قاضی: تو سابقه های مکرر به خاطر حمله به زن ها و اذیت و آزار داشتی اینها را چگونه توجیه می کنی.
متهم: مشروب می خوردم و مست بودم. هوش درست و حسابی نداشتم اما کسی را نکشتم فقط آزار می دادم.
فرید که پاسخ قانع کننده ای را به دادگاه ارائه نداد به دستور قاضی به جایگاه خود برگشت و وکیل وی در متن دفاعیه خود گفت: در حال حاضر هیچ دفاعی ندارم. لایحه ای را در آخرین جلسه دادگاه ارائه می دهم. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|